خرید بک لینک
ايرانيان را بايد استاد رام کردن شرايط سخت و دشوار اقليم دانست و دليل اين ادعا، خلاقيت مردمان ساکن دراطراف کويرهاي بي حد و حصر ايران است که توانسته اند در عين نامهرباني اقليم و نامهرباني آب و هوا، شهرهاي آبادي همچون يزد، کرمان، طبس، سمنان، بيرجند و صدها شهر و روستاي کوچک و بزرگ ديگر در حاشيه اين بيابان ها پديد آورند. در زاگرس مرکزي و جنوبي هم از ديرباز کوچ چند صد کيلومتري عشاير را بايد تلاشي در جهت انطباق خود با اقليم دانست؛ هنوز هم نوعي کوچ عمودي در البرز و زاگرس شمالي طي فصل بهار و تابستان براي رسيدن به مراتع موجود در ارتفاعات ديده مي شود.

تدبير نياکان
هدف از اين مقدمه کوتاه يادآوري تدبير درست نياکان ما در سازگاري با اقليم و آب و هوا و دفاع از صحت آن حتي در مواجهه با شرايط جديد است. بايد بپذيريم در منطقه اي زندگي مي کنيم که طبيعت از بسياري جهات با ما سر سازگاري ندارد.
اين تفکر که علم و فناوري داراي دستاوردهاي شگرف و محيرالعقولي است برخي ها را به اين نتيجه مي رساند که شايد روزي بتوان بيابان هاي مرکزي کشور را مانند نوار ساحلي مازندران جنگل پديد آورد اما اين نوع تفکر غيرمنطبق با اقليم، به خشک شدن درياچه اروميه و بيشتر تالاب هاي داخلي کشور منجر شد.
بايد واقعيت محدوديت آب و هوايي کشور را پذيرفت، به نظر مي رسد که مراکز برنامه ريزي کشور داراي مشاورهاي صادقي نبوده اند. اغلب مشاوران ما داراي تحصيلاتي از اروپا و امريکاي شمالي هستند و اصولاً با اقليم پرنوسان کشور آشنا نبوده و فطرت آن را نمي شناسند. واقعيت اين است که سرزمين ما مجموعه اي از بيشتر اقليم هاي موجود در سياره زمين است؛ از سردترين تا گرم ترين. تابستان هاي گرم و داغ و زمستان هاي سرد و بي رحم، گاهي بارش هاي سيلابي و زماني خشکسالي هاي ويرانگر. بنابراين از اعتدال در اين آب و هوا خبري نيست.
شناخت اين رفتار، ما را به تلاش سترگ نياکانمان در رام کردن اين شرايط سخت براي پي افکندن يکي از مهم ترين تمدن هاي روي کره زمين واقف مي سازد. به جرات مي توان گفت که بخش مهمي از فهرست مشکلات حاد کشور مانند کم آبي، گرد و خاک، آلودگي هوا و خشک شدن تالاب ها و درياچه ها در ارتباط با پشت کردن به تجربه نياکان ماست.
ابزار جديد
اقليم در منطقه ما ميليون ها سال است که کم و بيش همين رفتار را دارد؛ آنچه جديد است روند شتابان ما براي رسيدن به توسعه بدون در نظر گرفتن محدوديت هاي آب و هوايي است. عوامل اقليم يعني باد و باران و دماي هوا حول يک ميانگين در نوسان است. نوساني شصت - هفتاد ساله به اندازه عمر تاسيس ايستگاه هاي هواشناسي از اواسط دهه سي شمسي. اما آيا با همين ابزار نيز رفتار درستي براي شناخت هرچه بيشتر اقليم داشته ايم؟ اگرچه يافته ها ارزشمند است اما بايد يادآور شد در شرايط محدوديت هاي مالي کشور، چندين شبکه موازي و گاهي تک رو در قالب شبکه سازمان هواشناسي و شبکه عريض و طويل تبخيرسنجي در دل وزارت نيرو و بعضاً شبکه هاي ديگري در داخل وزارت جهاد کشاورزي به کار جمع آوري اطلاعات آب و هوايي به صورت ناهماهنگ و غيرلازم مشغول کارند که همين امر خود سبب شکل گيري بانک هاي اطلاعاتي پراکنده و ناهماهنگ در کشور شده و به شکل گيري بينش هاي مختلفي نيز انجاميده است. بنابراين گرفتاري دولت، وجود مراکز متعدد پژوهشي است که گاهي باهم همراه نيستند مانند ادعاي برخي از اين محافل در پاييز 1394 در رابطه با طغيان «ال نينو» و تبعات ناگوار آن که هزينه هاي زيادي را هم به دولت و هم به مردم تحميل کرد.
در پايان توصيه مي شود براي کاهش چالش هاي پيش رو در بحث خشکسالي برنامه هاي توسعه کشور بر پايه سازگاري با آب و هوا پايه گذاري شود.

*رئيس اداره هواشناسي استان کردستان



روزنامه ايران، شماره 6709 به تاريخ 14/11/96، صفحه 9 (گزارش)

برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 8:52

صفحه بندی