این مطلب در شماره 242 روزنامه روژان در 7 آذر 1397 منتشر شده است
اعجاز شعر حافظ هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی
محمد طالب حیدری
همیشه فکر میکردم که در صورت ابتلا به یک ناراحتی سخت چه روحیه ای خواهم داشت که بالاخره خیاط هم در کوزه افتاد ودر علت یابی سردردهای مزمن کاشف بعمل آمد که دارای یک عارضه در سر هستم پروسه درمان با چالشی مواجه شد که عمل جراحی را با ریسک نگران کننده ای همراه میکرد پزشکانی که زحمت بررسی عارضه را انجام دادند نهایتا به این نتیجه رسیدند که جراحی را ضرورتا باید انجام دهند که وقت عمل و بستری شدن بسرعت انجام گرفت قبل از عمل دیوان کوچک حافظ را که معمولا به همراه دارم ورق زدم البته نه به قصد تفال غزل " دوش با من گفت پنهان کاردانی تیز هوش کز شما پنهان نشاید کرد راز می فروش گفت اسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش
در مجموع شش هفت ساعت فرایند عمل و برگشت به دنیای بیداری و هوش طول کشید که حسش برای من کمتر از یک ربع ساعت بود و البته پس از به هوش امدن گفتم چرا عمل را شروع نمی کنید که افراد اطرافم خندیدند و گفتند عمل شدی و داری به اتاق آی سی یو منتقل می شوید سنگینی فضای اثیری اتاق آی سی یو از نظر بیماری که در عالم برزخ بیهوشی و بیداریست درک و تحملش را دشوار میکند و برای بیماری چون من که از اطراف گردن و ناحیه سر لوله های بسیاری برای خروج و ورود دارو و خون تعبیه شده بود و امر بر بیحرکتی مطلق بود شرایط را سختتر میکرد از یکی از پرستاران پرسیدم چه زمانی در آی سی یو باید بمانم گفت دو تا پنج روز به خواب فکر کردم در این شرایط خواب اکسیری نجات بخش است اما مگر آه و ناله بیمارانی که کاسه صبرشان به سر آمده بود و گاهی با خواهش و گاهی با تهدید پرستاران زحمتکش را خطاب قرار می دادند امکان خوابیدن را میداد ؟ پس چکار باید کرد که هم وقت را گذراند و این محیط سخت را با سکوت و بردباری تحمل نمود من در ذهنم بطور جدی برای تحمل سه تا چهار روز شرایط بحرانی آی سی یو آماده شدم ای صبا امشبم مدد فرمای یادم افتاد لسان الغیب شیرازی آن مروج امید و پاکی می تواند کمکم کند من از چند سال قبل سعی کردم به حا فظ نزدیک شوم هر جند همواره شعر حافظ را می خواندم اما توانایی درک دقایق آن را نیافته بودم نه درک شکل و نه درک محتوی چون تحصیلات من در زمینه ای غیر از ادبیات بود بنابراین تصمیم گرفتم بطور جدی در مدرسه زیبایی شناسی و معرفت حافظ تلمذ و در واقع خودآموزی کنم تا اینکه بطور اتفاقی از رادیو فرهنگ برنامه استاد حسین آهی را شنیدم که در هر نوبت یک غزل را از هر نظر شرح و تفسیر میکرد بعدا در اینترنت بخشی از برنامه های پخش شده ایشان را دانلود کردم و هر غزلی را که توسط ایشان می شنیدم سعی کردم از بر نمایم پروسه از بر کردن هر چند دشوار بود اما خود برایم به مرحله ای برتردر درک ظرایف شعر حافظ تبدیل شد حقیقتا بدون علت نیست که از 792هجری که حافظ درگذشته است تا کنون هنوز رمز شعر بشارت دهنده حافظ دارای ابهامی خوش ایند بوده است بطوریکه مردم قرنهاست به آن اشعار تفال می نمایند و البته این غیر از مسلک رندی حافظ است که عملا در نقش انسانی انقلابی و عدالت خواه بر علیه ظاهرپرستی و ریا و سالوس قیام میکند . حفظ کردن شعر حافظ شگفتی شکل و ترکیب واژه ها را بر فرد بیشتر آشکار میکند .به یاد می اورم در حفظ غزل نخست حافظ به بیت دوم که رسیدم بدلیل همین خاصیت شگفت ترکیب واژه ها گیر کردم به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها و روند به خاطرسپردن ان برایم سخت بود برنامه من برای حفظ کردن غزل های حافظ حین پیاده روی ورزشی روزانه در دامنه آبیدر و خواندن یک غزل با صدای نسبتا بلند بود که تعداد این غزل ها به مرور به حدود سی غزل رسید .بسیاری از ما مطالعه ادبیات کلاسیک را انجام نمی دهیم که به جه کار ما می آید من هم از بر کردن این غزل را صرفا بعنوان یک تمرین فکری انجام میدادم اما همین اشعار کمکم کردند تا حداقل سه روز و دوشب آی سی یو را بهتر و به شکلی فرهنگی سپری کنم
برگردیم به اتاق آی سی یو و حافظ درمانی حین خواب و بیداری پس از عمل برای چیره شده بر فضای سنگین سعی کردم از غزل مطلع دیوان شروع کردم بیت اول و دوم را زمزمه کردم طوریکه بیمار کنار دستی ام و پرستارم شنیدند پرستار تذکر داد که شما مغزت به ارامش نیاز دارد اما من شروع کرده بودم بیت سوم هم که فریاد جرس و بربستن محمل هاست را در دلم مرور کردم بیت چهارم یعنی به می سجاده رنگین کن ...از ذهنم پریده بود و توفانی ذهنی برایم شروع شد شاید نیم ساعت مکررا به سراغش می رفتم اما دریغ یادم یاری نکرد اما بیت بعد که بیت شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل که نسبتا وصف حال ما هم بود کمی از ان پیچ و تاب فراموشی بیت چهارم کاست ودو بیت آخر همه کارم ... حضوری گر همی خواهی ...که به خاطر داشتم و باید بگویم عملا فضای اتاق آی سی یو را برای دقایق زیادی فراموش کرده بودم و در ضمن کمکم کرده بود تا درد و ناراحتی ناشی از کاهش اثر داروی بیهوشی را تحمل کنم این بار به سراغ غزلی رفتم که بیشتر دوستش داشتم اما غیر از شروع بیت نخست کلا از ذهنم پریده بود اما ذهنم را بسیج کردم میدانستم مزن بر شروعش بود اندکی بعد مصرع نخست بیت اول را در ذهنم تکمیل کردم مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم در دلم احساس شادی کردم جه شادی زایدالوصفی! مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم که پیش چشم بیمارت بمیرم مصرع دوم به لطف تعبیر چشم بیمارت به ذهنم زودتر سرایت کرد و تکمیل شدن بیت مطلع در آن شرایط درد و نگرانی به جسمم آرامش داد و در ادامه بسیاری از ابیات این غزل زیبا در ذهنم بازآفرینی شد بنابراین به مدد حافظ توانستم بر فضای سنگین اتاق مراقبت های ویژه نسبتا غالب شوم
در اینجا فرصت را غنیمت شمرده در باره رابطه حافظ و کلا ادبیات کلاسیک فارسی با ادبیات کردی مایلم اندکی بنویسم باید قبول نمائیم که هر دو رشته به هم نیاز دارند کسی نمی تواند ادعا کند بر زبان کردی احاطه دارد مگر انکه زبان فارسی را هم خوب تحصیل کرده باشد آشنایی علمی با ادبیات و زبان فارسی به ارتقای زبان رو به رشد کردی هم در شکل و هم در محتوی کمک شایانی میکند و اما در باره حافظ بسیاری از حافظ شناسان معتقند که حافظ غیر قابل ترجمه است من نسخه های باید بگویم ضعیفی از ترجمه حافظ به کردی را که می بینم متاسف میشوم مانند اثری که دانشگاه کردستان جند سال قبل تحت عنوان حافظ به کردی منتشر کرده است که تنها یک ترجمه مستقم وفادار به شکل است اما نمیتوان آن را حافظ به شمار اورد هر کسی بخواهد به گوهر شعر حافظ دسترسی یابد باید آن را از سرچشمه زبان غنی فارسی دریابد و ما وظیفه داریم حافظ را به همزبان هایمان دوباره معرفی نمائیم در گذشته های نه چندان دور آموزش آثار کلاسیک فارسی مانند سعدی و سنایی و انوری در نظام طلبه ای تمام نواحی کردنشین خارج از مرزهای کشور انجام میگرفت آخرین نسل اساتید زبان کردی مانند استاد عبدالکریم مدرس توانمند در درک و تفسیر متون کلاسیک کردی از یمن تسلط بر فارسی بود لازم به توضیح است که بیشتر شاعران کلاسیک کردستان و در صدر آنان نالی و ملای جزیری و مولوی بویژه به حافظ ارادت خاص داشته اند و چه در مضمون و جه در شکل از شعر حافظ استفاده کرده اند مثلا شعر هه ر مانگێ نۆ بۆ خاڵم پەشێوەن به نظر می رسد از شعر شکل هلال هر سر مه می دهد نشان تاثیر گرفته باشد
4 آذر ماه 1397 محمد طالب حیدری
برچسب:
نویسنده: پرنیا رفیعی