خرید بک لینک
رمزگشايي از نقشه باران
پيام هاي مبهم هواشناسي چگونه برنامه ريزي هاي كلان را به هم مي ريزد؟

نويسنده: محمد طالب حيدری

روزنامه ایزان بیستم اسفند ماه 1396

بررسي نمودار بارندگي استان ها تا يازدهم اسفند، در سايت مرکز ملي پايش خشکسالي کشور که براي عموم قابل دسترس است، نشان مي دهد تا هفته آخر بهمن تقريباً همه استان هاي کشور در شرايط خشکسالي بوده و تنها استاني که بارش بيشتر از نرمال را ثبت کرده استان اردبيل است. اين ميزان حدود دو درصد بيش از حد نرمال بوده که آن هم رقم قابل ملاحظه اي نيست اما خوشبختانه در دهه آخر بهمن ماه و دهه اول اسفند، شاهد بارش هاي مناسبي در بخش مهمي از کشور بوديم که استان هاي زنجان و کردستان و آذربايجان شرقي و غربي را از رديف استان هايي با بارش کمتر از ميانگين بلند مدت خارج کرد با اين همه تا 11 اسفند ماه بر اساس نمودار منتشر شده توسط مرکز پايش خشکسالي کشور - سازمان هواشناسي کشور- هنوز 23 استان داراي کمبود بارش بوده و ميانگين کسر بارش در سطح کشور حدود 42 درصد است. به عبارت ديگر 60 درصد بارش فصل، محقق شده است. آيا در ادامه، کسر بارش فصل بارندگي سال در نيمه دوم اسفند و فروردين و ارديبهشت جبران خواهد شد يا نه؟ پاسخ به اين سوال هدف نگارش اين سطور است.


آيا مي توان به پيش بيني هاي بلندمدت اعتماد داشت؟
مهندسي و فناوري جهاني پيش بيني هوا، شگفت آور و محيرالعقول است اما متاسفانه هنوز نمي توان به پيش بيني هاي فصلي اطمينان کرد ولي پيش بيني هاي روزانه تا يک هفته و گاهي تا 10 روز کاملاً قابل اعتماد و اطمينان هستند. ضريب اعتماد پيش بيني هاي فصلي 70درصد است. بنابراين نخستين توصيه به مديريت خشکسالي در کشور آن است که روي پيش بيني هاي بلندمدت اعتماد کامل نکنند يا به عبارتي همه تخم مرغ ها را در سبد پيش بيني هاي بلند مدت نگذارند. چراکه صحت بالاي پيش بيني هاي روزانه گاهي در سطوح تصميم گيري اين فکر را القا کرده که پيش بيني در هرحال قابل اعتماد است. در اينجا شمه اي از آسيب هاي اين رويکرد را مي آورم.
به عنوان مثال پيش بيني بلندمدت و فصلي صادره توسط مرکز پايش خشکسالي کشور به دلايل ذکر شده پيامي مبهم است: «پيش بيني بارش: به استثناي اسفند 96، ميانگين بارش کشور در فروردين نرمال و ارديبهشت 97 گرايش به کمتر از نرمال دارد به گونه اي که بارش دوره اسفند تا ارديبهشت در شمال شرق، شرق و سواحل خزر اندکي کمتر از نرمال، در جنوب، جنوب غرب و غرب در محدوده نرمال تا کمتر از نرمال و در ساير مناطق در حد نرمال خواهد بود.» همچنين در توضيح اين پيش بيني آمده است: «پيش بيني فصلي کشور در هفته اول هر ماه صادر مي شود و صحت آن براي سه ماهه اول، حدود 70 درصد است.» اين توضيحي است که مرکز ملي پايش خشکسالي کشور وابسته به سازمان هواشناسي، براي پيش بيني هاي صادره توسط آن مرکز و براي اطلاع کاربر ارائه کرده است.
پيش بيني هوا در هر بازه زماني که باشد، عبارتست از «پيامي واضح و شفاف» براي کاربر معين در محدوده جغرافيايي مشخص و در زماني تعيين شده درحالي که پيش بيني فوق که پيامي است براي اسفندماه و دو ماه اول بهار، کاملاً مبهم است و نمي تواند کمکي به برنامه ريزان و تصميم گيران کند. به عنوان مثال محدوده جغرافيايي شمال شرق، شرق و جنوب و جنوب غرب، کاملاً نسبي و مبهم است و ما تعريف دقيقي از انطباق نواحي با جهت هاي جغرافيايي نداريم و به طور مثال شمال غرب و غرب و جنوب غرب بر هم همپوشاني دارند.
ابهام مهم ديگر واژه «نرمال» است که معمولاً منظور از آن ميانگين بلند مدت بارندگي در يک ناحيه است. بر اين اساس نرمال طبيعتاً عدد ثابتي نيست و با توجه با خشکسالي سال هاي اخير، عدد نرمال داراي روندي کاهشي است. همچنين در محاسبه نرمال بايد دوره زماني منطقه مورد پيش بيني همگن باشد.
نتيجه اينکه با اين ابهام هاي موجود در بيان محدوده جغرافيايي و معيار نرمال، پيش بيني هواشناسي عملاً از يک پيام شفاف به يک معما تبديل شده و در نقشه اي که ارائه شده نيز اصلاً تشخيص محدوده نرمال و کمتر از نرمال و بيشتر از نرمال فقط براي خود صادرکننده پيش بيني قابل فهم است. از سوي ديگر چنانکه ذکر شد در توضيحي که براي اين پيش بيني داده شده است نيز تاکيد شده که صحت اين پيش بيني براي سه ماه اول 70 درصد است. حال اگر از ذهن يک برنامه ريز و مدير تصميم گير به موضوع نگاه کنيم، مي بينيم اولاً 30 درصد ريسک را نمي توان در اقتصاد و برنامه ريزي پذيرفت، درثاني اگر پيش بيني فصلي به اين شکل سه محوري يعني بالاتر و کمتر و مساوي با نرمال صادر شود، هر رهگذر ناآشنايي هم که پيش بيني کند، داراي 50 درصد احتمال وقوع خواهد بود. به عبارت ساده تر پيش بيني صادر شده توسط مرکز ملي پايش خشکسالي، تنها داراي 20 درصد صحت است نه 70 درصد ادعايي. بر اين اساس مردم و کنشگران اقتصادي در عرصه هاي مختلف به شکلي تجربي دريافته اند که پيش بيني هاي کوتاه مدت چند روزه يعني يک روزه تا يک هفته، عملاً در برنامه ريزي ها قابل استفاده است و مي توان از آن به عنوان اهرم موثري براي افزايش راندمان کاري استفاده کرد. چون انجام درست کار در بسياري از فعاليت هاي اقتصادي و نيز عمراني منوط به اجازه شرايط جوي و آب و هوايي است. اما براي دوره هاي زماني بلند مدت هنوز با توجه به توضيحات فوق، پيش بيني ها نه تنها قابل استفاده نيستند، بلکه گاهي ممکن است گمراه کننده نيز باشند.

آيا کاهش بارندگي جبران مي شود؟
بر اساس پيش بيني فصلي بارش در ادامه فصل بارندگي يعني اسفند، فروردين و ارديبهشت، عمدتاً نرمال و کمتر از نرمال است و اين بدان معني است که منظره بارش بيشتر استان هاي کشور، تغيير قابل ملاحظه اي ندارد اما در چشم انداز 15 روزه نيمه دوم اسفند چشم انداز بارش در استان هاي آذربايجان غربي، کردستان، کرمانشاه، ايلام و لرستان و البته استان هاي مجاور البرز شامل البرز و تهران و سواحل درياي مازندران، کم و بيش مثبت است. اما بايد گفت از آنجايي که گذار زمستان به بهار در بيشتر مناطق نيمه شمالي کشور دوره حداکثر بارندگي سالانه را تجربه مي کند، بنابراين بارش هاي مورد انتظار در واقع سهميه خود اين دوره زماني است و قادر به جبران کمبودهاي پيشين نيست. از اين رو مديريت مصرف آب بايد اکيداً براي مصرف بهره ورانه و صرفه جويانه آب برنامه ريزي کند.
موضوع قابل طرح ديگر اينکه در کمربند جنب حاره که کشور ما در آن قرار گرفته اصولاً وضع هوا شامل بارندگي و وزش باد و سردي و گرمي هوا از اعتدال لازم برخوردار نيست و نوسان زيادي دارد. به همين دليل مجموعه اي از همه هواهاي موجود در جهان از گرمسيري گرفته تا سردسيري و از شرايط طوفاني تا توقف هاي 15 -10 روزه وزش باد که منجر به آلودگي هوا مي شود، همه و همه در پهنه سرزميني کشور ما قابل رصد است. بنابراين اين شرايط پيچيده هواشناختي ايجاب مي کند که در هر برنامه ريزي کلان و حتي خرد، جوانب هواشناسي کار اعمال و لحاظ شود. هرچند آسيب اصلي در اين زمينه موازي کاري هاي پر هزينه فعاليت هاي هواشناسي در وزارت راه و شهرسازي و وزارت نيرو است که خود در دنيا بي نظير است. به اين دو مجموعه ده ها پژوهشگاه آب و هوايي و خشکسالي را نيز اضافه کنيد که به طور موازي فعاليت مي کنند و معمولاً با نظرات متضاد خود، مديران و مردم را به عنوان کنشگران اقتصادي سردرگم مي کنند.

نيم نگاه

مهندسي و فناوري جهاني پيش بيني هوا، شگفت آور و محيرالعقول است اما متاسفانه هنوز نمي توان به پيش بيني هاي فصلي اطمينان کرد ولي پيش بيني هاي روزانه تا يک هفته و گاهي تا 10 روز کاملاً قابل اعتماد و اطمينان هستند. ضريب اعتماد پيش بيني هاي فصلي 70درصد است. بنابراين اولين توصيه به مديريت خشکسالي در کشور آن است که بر روي پيش بيني هاي بلندمدت اعتماد کامل نکنند و يا به عبارتي همه تخم مرغ ها را در سبد پيش بيني هاي بلند مدت نگذارند.
پيش بيني هوا در هر بازه زماني که باشد، عبارتست از «پيامي واضح و شفاف» براي کاربر معين در محدوده جغرافيايي مشخص و در زماني تعيين شده. درحالي که پيش بيني اسفند ماه مرکز پايش خشکسالي کشور کاملاً مبهم است و نمي تواند کمکي به برنامه ريزان و تصميم گيران کند. به عنوان مثال در اين پيام محدوده جغرافيايي شمال شرق، شرق و جنوب و جنوب غرب، کاملاً نسبي و مبهم است و ما تعريف دقيقي از انطباق نواحي با جهت هاي جغرافيايي نداريم.
بر اساس پيش بيني فصلي بارش در ادامه فصل بارندگي يعني اسفند، فروردين و ارديبهشت، عمدتاً نرمال و کمتر از نرمال است و اين بدان معني است که منظره بارش بيشتر استان هاي کشور، تغيير قابل ملاحظه اي ندارد اما در چشم انداز 15 روزه نيمه دوم اسفند چشم انداز بارش در استان هاي آذربايجان غربي، کردستان، کرمانشاه، ايلام و لرستان و البته استان هاي مجاور البرز شامل البرز و تهران و سواحل درياي مازندران، کم و بيش مثبت است.


برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 8:52

صفحه بندی